موقعیت شما: آرشیو نشریه>سال چهارم>شماره سی و نهم، تیر1391>صحن عتیق، عقیق آستانه
ستون های رومی بر خانه های ایرانی. تحلیلی بر سیمای شهری خیابان ارم با رویکرد زمینه گرا(شماره اول)
معرفی و بررسی دو همایش در حوزه سیما و منظر شهری گزارش اجمالی از گردهمایی انجمن شهرسازان قم باموضوع شناخت بافت های فرسوده

تبلیغات

final-m-site

 

Logo-

صحن عتیق، عقیق آستانه سال چهارم، شماره سی و نهم، تیر1391 /قم شناسی، مقالات تحلیلی

نوشته شده توسط  حامد عبداللهی/ کارشناس ارشد علوم قرآنی/حوزه علمیه قم

باسمه‌تعالی شأنه‌العزیز

 

به تصویر بنگرید! این یک سایت موشکی یا یک اقامتگاه گردشگری نیست.

این تصویرِ سایه بان هایی است که با تکنولوژی مدرن امروزی بر روی یکی از قدیمی ترین و ارزشمند ترین بخشِ مقدس ترین نقطه ی شهر قم احداث شده است.

این سایه بان های تاشو در صحن عتیق (1) حرم حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام تعبیه شده و امروز این نمای ناهمگون را ایجاد کرده است.

 برای احداث چنین سازه ناهمگونی باید دلایل و انگیزه ها را بررسی کرد و شناخت، سپس به قضاوت نشست.

 کاربرد سایه بان مشخص است و برای جلوگیری از تابش آفتاب طراحی شده و این چهار سایه بان برقی نیز با رنگ چتری که دارند معلوم است برای داشتن نور لازم بدون تابش مستقیم ساخته شده اند.

 به نظر نمی رسد این چترها بتوانند جلوی ریزش باران در صحن را بگیرند اما باز از بارش مستقیم جلو گیری می کنند.

 بنابراین زایران در روزهای آفتابی و گرم تابستان یا روزهای بارانی می‌توانند با آسایش بیشتری در این صحن حضور یابند به ویژه این که صحن عتیق به دلیل نزدیکی به ضریح مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها، کاربردهای دیگری نیز دارد مانند اقامه نماز میت یا محل قرار خانواده ها پس از زیارت. همچنین فضای واسط و اتصال دهنده ی میان حرم و مدرسه علمیه فیضیه را تشکیل می دهد که گاهی مورد استفاده قرار می گیرد.

 یکی از دلایل دیگر برای استفاده از این سایه‌بان ها شاید انگیزه حفاظت از بنای آن باشد. صحن عتیق همان گونه که از نامش پیدا است از قدیمی ترین بخش های ساختمان حرم است. گرچه بارها مرمت و بازسازی شده و کاشی های قدیمی و جدید در هم تنیده دارد.

1_90-03-01-m

تصویر 1. نمای شبانه صحن عتیق و موقعیت استقرار چهار سازه چادری. دید از ایوان ورودی مدرسه فیضیه (عکس: جلال محدثی/خرداد1390)

 

آن چه که از انگیزه ها و دلایل، گفته آمد و موارد دیگری هم که شاید باشد، نیاز به سایه بان را نشان می‌دهد اما این که چه نوع سایبانی باید در این مکان قرار یابد، محل تأمل است.

 ما حق نداریم هر سازه و دستگاه جدیدی را که به نظر شیک یا کارآمد بیاید در ترکیب یک ساختمان کهن و مقدس که شناسنامه تاریخ و فرهنگ و مذهب ماست اضافه کنیم. چنین بنای ارزشمندی، خم رنگرزی نیست که هر رنگ و ماده ای را در آن بریزیم و هم بزنیم؛ گرچه خم رنگرزی هم برای خودش مهارت هایی می طلبد و بی حساب نیست.

 اکنون برای دریافت اهمیت موضوع، نیکو است نگاهی به پیشینه این صحن داشته باشیم و هنرنمایی های آن را یاد کنیم.

بدون اغراق باید گفت صحن عتیق نمونه‌ای از مدیریت ایرانی قدیم است که به یادگار مانده است و جا دارد این بنا جداگانه مطالعه شود و مدیریت جمعی ایرانی ، یعنی چیزی که امروز گم شده ی ماست؛ از آن بیرون کشیده شود.

 این صحن کوچک اما زیبا نشان می دهد چگونه دانشمندان ایرانی دست در دست هم و با خواست حکومت وقت، دست به چنین هنرنمایی زیبا و ماندگاری زده اند.

 

در سال 925 قمری ایوان شمالی ( ایوان طلا) به دستور شاه اسماعیل صفوی بنا شده و شالوده صحن عتیق ریخته شد. سردر دیگر این صحن که روبروی ایوان طلا است و اکنون ایوان ورودی مدرسه فیضیه است، طبق کتیبه آن در زمان شاه طهماسب به سال 939 و به همت امير شرف الدين اسحق بن تاج الشرف موسوي ساخته شده که بعدها به مدرسه فیضیه متصل گردیده است. درب شرقی به صحن اتابکی (صحن نو) و درب غربی به صحن مسجد اعظم باز می‌شود.

 

در صحن عتیق، کتیبه‌ای بسیار شگفت برجای مانده که ماده تاریخ تعمیر و ساخت آن را نیز در خود نهفته است. کتیبه در واقع شناسنامه یک بنا است که صاحبان ذوق و هنر را به گردش ایام می‌برد و حکایت ها دارد. (2)

 

میرزا محمد صادق پروانه کاشی، متخلص به «ناطق» اصفهانی، شاعر توانا و خوش قریحه‌ای است که با سرایش اشعار این کتیبه، نام و یاد خود را در تاریخ علم و ادب و هنر جاودانه ساخته است. وی از نامدارترین شعرای قرن سیزدهم بوده است که در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار می‌زیسته و در برخی از اشعار و قصائدش به مدح وی نیز پرداخته و گاهی کتابی نیز نوشته و به او تقدیم کرده است. وی نه تنها شاعری دانا و توانا بوده؛ که شهرت او بیشتر بدلیل قدرت عجیب وی در گفتن ماده تاریخ (3) است.

اگر چه در تاریخ علم و ادب شاعران دیگری همچون مرحوم محتشم كاشاني و وحشي بافقي و راغب قمي و ميرزا امين نصرآبادي و ميرزا محمد طاهر نصرآبادي و ... هم بوده اند که در گفتن ماده تاریخ دستی قوی و ذوقی توانا داشته اند ولی این ابیات، داستان دیگری دارد.

در این قصیده طولانیِ شیوا و نغز که تشبیهات زیبا و استعارات جالب فراوان است، عدد ابجدی هر مصراع، موافق عدد مورد نظر است!

سال تعمیر و نوسازی صحن عتیق 1218 قمری بوده است و مرحوم ناطق اصفهانی در شعر خود این عدد را لحاظ کرده است.

او در 62 بیت برابر 124 مصرع، قصیده‌ای پر مضمون سروده و آن را به حق «قصیده معجزیه» نامیده است.

اعجاز و شگفتی این جاست که صد و بیست و چهار مصرع یک شعر پر معنی و مفهوم، به عدد ابجد برابر 1218 باشد.

(یعنی جمع شماره ابجدی حروف هر مصرع مساوی 1218 است).

 

خود ناطق اصفهانی در معرفی این قصیده، باز هم هنرآفرینی کرده و می‌گوید:

«بسم الله الرحمن الرحیم باسم موجود کریم»= 1218

«این قصیده مسما بقصیده معجزیه است »= 1218

«شصت و دو بیت »= 1218

«یکصد و بیست و چهار مصراع»= 1218

 

گفتنی است همه این ابیات در بنای صحن عتیق به کار نرفته و گفته شده که 29 بیت وجود داشته است که این مقدار هم اکنون در پی تغییرات و تعمیرات صورت گرفته در سال‌های اخیر کاسته شده است.

2_89-12-15_20-

تصویر 2. بخشی از قصیده ی معجزیه که در قالب کتیبه هایی به خط ثلث و کاشیکاری معرق در بدنه های صحن عتیق وجود دارد. (عکس: جلال محدثی/اسفند 1389)

 

اما اکنون بهانه خوبی است تمام آن قصیده را یک جا مطالعه کنیم و اعجاز آن را شاهد باشیم:

 

این قبه گلبنی است بزیور بر آمده

یا پاک گوهریست پر از زیورآمده

 

این دوحه ایست کامده از جنت العـُلا

یا کوکبی است سعد و منور برآمده

 

این زیب عرش یا که بود کوی آفتاب

یا نور حق که بر همه اشیا در آمده

 

این قبه راست اوج بجایی که پیش وی

صدر فلک بچشم ملک احقر آمده

 

وین قبه راست جای بجایی که پایه اش

ازاوج مهر و ماه و زحل برتر آمده

 

وین قبه رفیع بدانجا رسانده قدر

کز قدر با سپهربرین همسر آمده

 

وین قبه و زمین ز همین رفعت و جلال

عرشی بدهر با فلکی دیگر آمده

 

وین قبه مطهر و این قصر با شکوه

هر یک بلطف الطف و نیکوتر آمد

 

وین صحن به ز صحن جنانست بهر آنک

آبش به ازبقا و به از کوثر آمده

 

از دل سؤال کردم و گفتم مرابگو

کین صحن از چه رو ز جنان بهتر آمده

 

دل در جواب گفت که اینک در این سؤال

عقل طویل قاصر و فهم اقصر آمده

 

بهتر بود بحسن و علو از جنان در آن

مسکن که بنت موسی بن جعفر آمده

 

زهرا عفاف، فاطمه، بنت موسی آنک

بر وی شرف ز فاطمه و حیدر آمده

 

معصومه که در ره ایوان اقدسش

از قدر و صدق حور و پری چاکر آمده

 

شهزاده که هر دوسرا جدش از عطا

با طالبان مذهب حق یاور آمده

 

مخدومه مکرمه آن نجم اوج دین

کز مهر و ماه رای نکوش انور آمده

 

از اوج علم و فضل و ادب کوکب جمیل

و ز درج حلم و مجد وشرف گوهر آمده

 

جد آمده رسول حق و جده اش بتول

با یمن عصمت از پدر و مادر آمده

 

یک جد او نبی شرف کل کاینات کز

جود حق ز جمله رسل مهتر آمده

 

جبریل را کمال ز منزلگه نبی است

که از منزلت بکل ملک سرور آمده

 

یک جد او علیست که از عون کردگار

در روزجنگ صفدر و نام آور آمده

 

جد دگر حسین علی دان که از سخا

مولای عاصیان و شه محشرآمده

 

جد دگر علی حسین است که از کرم

دین داور و رحیم و رهی پرور آمده

 

یک جد اومحمد باقر ملاحتش

کز بام نیلگون ملک برتر آمده

 

یک جد اواست جعفر صادق لسان وحی

کائین حر جعفر از آن سرور آمده

 

موسی کاظم آمده باب وی و وزان

احسان و عدل وجود و سخا بی مر آمده

 

باشد علی برادر وی آنکه نور ماه

عکسی ز نور اوست بدنیی برآمده

 

نه به ز جده اش بجهان فطرتی نکو

نه مثل جد عالی آن صفدر آمده

 

در گیتی ازنسب نه ازو به نه شبه وی

در دهر از حَسَب نه از او بهتر آمده

 

بر مسلمین ز مجد وهمم کرد رهبری

بر زایرین بجود و کرم رهبر آمده

 

روی جهان ز درگه او یافت آبرو

پشت فلک بسجده او چنبر آمده

 

روی امید جمله عالم باین در است

حاجت هر آنچه بوده ازاین در برآمده

 

فوج ملک ز شوق دمادم گشوده پر

از عرشه بر زمین پی یکدیگر آمده

 

یکجا ز بهر چاکری زایران اوست

یکجا ز بهر خادمی این در آمده

 

کردم بدل خطاب که این قبه چنین

قدر از که یافت از که بزیب و فر آمده

 

با حب و ابتهاج مرا دل جواب گفت

کی در بیان ز زهره دلت ازهر آمده

 

گفتا بعون ایزد و سلطان عصر آن

کو را ز لطف فتح علی یاور آمده

 

سلطان عهد فتحعلی شاه آن کز او

بستان فلک و گلبن جان را برآمده

 

آن پادشاه کز اثر عدل و داد او

شهباز و کبک همپر و همشهپر آمده

 

آن خسروزمین که باوج قدوم او

او رنگ و ملک را بفلک سر برآمده

 

جم بارگه که بیدق نصر من اللهیش

اندر سپهر وقر و عطا محور آمده

 

کشورگشای عالم و زین ملوک آن

کز او کمال وقدر بهر کشور آمده

 

فرماندهی که نزد کمین بنده سراش

هر شاه بوده بنده و فرمانبرآمده

 

عبد و مطیع و بنده و فرمانبرش ز جان

کسرای ورای و سنجر و اسکندر آمده

 

خاقان برای بندگی او ز ملک چین

از طرف روم زایر او قیصر آمده

 

از بهر سود بر در دربارعدل وی

نو شیروان ز وجد روان از سر آمده

 

وی را هزار بنده بود کز شکوه و شان

هربنده صد ملکشه و صد سنجر آمده

 

هم آن بداوران ز سخا آمده کفیل

هم آن بسروران زعطا سرور آمده

 

تا امن شاه آمده دادار ملک و دین

تا عدل شاه صاحب بوم و بر آمده

 

تیهو جلیس و مونس باز جوی شده

آهو انیس و حارس شیر نر آمده

 

از عالمش برون صف میدان حربگاه

از انجمش فزون سپه و لشکر آمده

 

رمح و حسام آن شه دوران بگاه حرب

بیضا بجنگ گاهی و گاه اژدر آمده

 

انجم سپاه ماه رکاب و فلک خیام

مهر از برای شاه همی افسر آمده

 

شمشیر و طبل و مجلس عالی و بزم وی

ز اوصاف هر یک از دگری اشهرآمده

 

این یک چو جنت آمده وآن یک چو بوستان

و آن یک چو برق آمده وین تندر آمده

 

از مهر او ببزم ولی آمده ضیا

از کین او بحلق عدو خنجر آمده

 

هر روز بهر چاکر آن داور زمین

خنگ فلک بطوع به زین زر آمده

 

وز بحر جود و برج عطا حلم و بیدقش

آن آمده است لنگر و آن محور آمده

 

دوران مجال و مجلس وی را چو دید گفت

مهری ز اوج جود سوی خاور آمده

 

نه به ز وی بزیر فلک بوده است شاه

نه مثل او بروی زمین داور آمده

 

این قبه زیب زین شه والا تبار دید

کز بر و قدر داور بحر و بر آمده

 

چون قبه زیب و یمن بزر داد دهر گفت

این قبه قدر و زینت و اوج زر آمده

 

 

وی سپس در ضمیمه‌ای به شرح انشاد قصیده پرداخته و سروده است:

 

گفتم ز جود شاه بعالم قصیده ای

کز آن دهان فکر پر از شکر آمده

 

کردم رقم ز یمن اله این قصیده را

کز یمن آن بدفتر من جوهر آمده

 

ابیات این قصیده هر آن یک بدلبری

مانند حسن روی بتان دلبر آمده

 

گفتم قصیده ای که چنان لعل پر بها

مقبول طبع قابل هر اشعر آمده

 

هر مصرعی ازین چو یکی حور لاله رو

هر بیت آن دو ماه پری پیکر آمده

 

مصراع این قصیده باتمامی بنا

هر یک عیان چو ماه باین دفتر آمده

 

«ناطق » بگو دعا که بمرآت طبع وعقل

پیدا دعای شاه عطا گستر آمده

 

تا اسم نرگس آمده و لاله در زبان

تا نام اصفر آمده و احمر آمده

 

چهر موالی شه و روی عدوی شاه

از شوق احمر و ز عنا اصفر آمده

 

 

ناطق اصفهانی در سال 1230 قمری و به نقلی در سال 1235 چشم از جهان فرو بسته و هنرش را برای همیشه به یادگار گذاشته است. (5)

 

اکنون در سال 1390 شمسی مطابق با 1433 قمری هستیم و تولیت جدید و محترم آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها جناب آیت ا... سعیدی که از خاندانی شریف و انقلابی هستند، دست به اقدامات ارزشمند و نیکویی زده اند که ندیدن آن بی‌انصافی و دور از شأن هنر و انتقاد سازنده است.

 

اما بهانه این مقاله، همان ناهمگونی پدیده ای نوظهور با زمینه حضورش است، که البته طرح آن از گذشته ریخته شده و صد البته قابل علاج است. پیشنهاد مشخص این است که این سایبان ها با راهنمایی و مشورت اهل فن جابجا شده و در موقعیت مناسب دیگری استفاده شود و یا حتی می‌شود به پروژه ای که هم شأن چنین چادرهایی است واگذاشت و بهایش را تبدیل به احسن کرد.

 

پس از آن باید فکری برای این صحن کرد و البته با استفاده از ابزار نوین، طرحی نو درانداخت که هم نیازها را برطرف سازد و هم نمای زیبا و قدیمی آن را به هم نریزد

و... این شدنی است.

 

 پی نوشت:

1- عتیق به معنای قدیمی است، انچنانکه به اشیاء قدیمی، عتیقه می گویند. عنوان «صحن عتیق» در برابر «صحن نو» قرار دارد. صحن عتیق متعلق به دوره صفوی است که ایوان طلا در آن است و صحن نو متعلق به دوره قاجار است که ایوان آیینه در آن است. (دبیر پرونده)

2- كتيبه‏نويسي بر اماكن مقدس و تاريخي از مهمترين هنرهاي اسلامي است كه قبل از هر چيز ديگر توجه هر بيننده‏اي را به خود جلب مي‏كند. هر ديداركننده‏اي به هر يك از عتبات عاليات يا روضه و سراي هر امام‏زاده‏اي يا هر مسجد و مدرسه و حسينيه‏اي بلكه كاروانسرا و آب‏انباري برود قبل از هر چيز چشمش به كتيبه‏اي مي‏افتد كه بر آن آيه يا سوره‏اي از قرآن كريم يا احاديثي از پيامبر يا اهل بيت آن حضرت (عليهم‏السلام) يا اشعاري برگزيده از شعرا و سخنوران در باره آن بنا آن حكّ شده است.

3- ماده تاریخ، اصطلاحی است که در هنر های سنتی کاربرد فراوان داشته است و به این صورت بوده است که تاریخ ساخت اثر هنری (شیء یا بنا یا...) را به حساب سال شمسی بیا قمری در نظر می گرفتند (مثلا عدد1218 هـ. ق)، سپس در قالب متن یا شعری، رعایت کی کرده اند به این صورت که جمع حروف آن متن به حساب حروف ابجد، برابر با سال تاریخی مد نظر می شده است. (دبیر پرونده)

4- مزید اطلاع خوانندگان، حروف ابجدی و شماره هر حرف آورده می‌شود:

الف1ب2ج3د4ه‍5و6ز7ح8ط9ی10

ک20ل30م40ن50س60ع70ف80ص90

ق100ر200ش300ت400ث500خ600ذ700

ض800ظ900غ1000

گفتنی است حروف گچپژ به صورت کجبز حساب می‌شود.

 

برای نمونه مصرع اول:

این قبه گلبنی است بزیور بر آمده

1+10+50+100+2+5+20+30+2+50+10+1+60+400+2+7+10+6+200+2+200+1+40+4+5=1218

5- متن این قصیده در کتب زیر آمده است:

ريحانة‏الادب (علامه محمدعلي مدرس يزدي)، تاريخ قم (محمد حسين ناصر الشريعه)، گنجينه آثار قم (فيض)، گنجينه دانشمندان (دكتر منوچهر ستوده) و لغت‏نامه دهخدا ماده «ناطق» و كاشيهاي اطراف صحن عتيق حضرت معصومه سلام اللّه عليها كه هر كدام بخشي از اين قصيده را نقل كرده‏اند. (نقل از سایت www.tebyan.net)

 

 

 

 

جستجو با گوگل

ورود